مرتضى راوندى

228

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شخصيتهاى آن روزگار تمايلات قرمطى داشتند . سركوبى قيام دامنه‌دار حسين بن على مروزى به عهدهء احمد سهل ، كه از فئودالهاى متنفذ و بزرگ بود ، واگذار شد . وى در سال 306 ه . نيشابور را گرفت و حسين بن على را دستگير كرد و بالاخره اين مرد در زندان امير نصر جان داد . پس از او احمد بن سهل ، كه مردى ايران‌دوست و مخالف جدى مداخلهء اعراب در امور ايران بود ، روى كار آمد ولى اين مرد به دست يك سپهسالار ايرانى دستگير شد و پس از چندى در حبس مرد . پس از مرگ حسين بن على ، رهبرى نهضت اسماعيليه به دست احمد نخشبى در ماوراء النهر سپرده شد . اين مرد در فعاليت تبليغاتى خود موفقيت فراوانى كسب كرد و بسيارى از سران حكومت سامانى به سوى او گرويدند كه در آن ميان ، حاجب كل يعنى منشى شخصى امير سامانى و رئيس ديوان خزانه قرار داشتند و توسط فرقهء اسماعيليه در حكومت سامانى نفوذ كردند ، و كار تبليغ به جايى رسيد كه امير نصر به مكتب قرمطيان پيوست و در جمع آنان وارد شد ، و بنا به خواهش نخشبى ، امير نصر حاضر شد صد و نوزده هزار دينار به عنوان ديهء مرگ مروزى براى قايم خليفهء فاطمى مصر بفرستد . توطئه عليه امير نصر گرايش امير به فرقهء اسماعيليه غلامان متعصب ترك و روحانيون مسلمان را عليه او برانگيخت و آنان به كمك گاردهاى ترك براى كشتن نصر توطئه كردند ، ولى نوح ، پسر نصر ، از توطئه‌اى كه عليه نصر و يارانش ترتيب داده بودند ، آگاه شد و به پدر خود توصيه كرد كه رئيس توطئه‌كنندگان را نزد خود بخواند و سر او را ببرد . پس از انجام اين عمل ، نصر به اتفاق نوح به محل جشن حاضر شد و اعلام كرد كه از تصميم سران سپاه آگاه است و دستور داد سر رئيس توطئه‌كنندگان را در مقابل آنان گذاشتند . سپس گفت كه به نفع پسرم نوح از سلطنت كناره مىگيرم . چون نوح را كسى به تمايلات اسماعيليه متهم نمىكرد ، سران سپاه كه از اين جريان غيرمنتظره حيران شده بودند در مقابل پيشنهاد امير سر تسليم فرود آوردند . پس از آنكه نوح بن نصر رسما به سلطنت رسيد ، نخشبى ، پيشواى فرقهء اسماعيليه را بر آن داشت كه با فقهاى اسلامى به بحث پردازد ؛ طبيعى است كه در اين بحث پيروزى نصيب مخالفين نخشبى شد . پس از چندى به دستور نوح ، نخشبى را متهم كردند كه چهل هزار دينار از پولى را كه براى خليفهء فاطمى بابت ديهء خون مروزى تأديه شده بود حيف و ميل كرده است . سرانجام نخشبى را مخالفين دستگير و در ميدان بخارا به دار آويختند . از اين زمان ، مبارزه با اسماعيليان شدت گرفت ؛ هريك از طرفداران اين جمعيت كه به دست عمال خليفه مىافتاد شكنجه مىديد يا به قتل مىرسيد و داراييش ضبط مىشد . از اين پس ، فرقهء اسماعيليه به صورت يك جريان مخفى درآمد . ناگفته نماند كه چون نخشبى را به دار آويختند يارانش جسد او را از دار ربودند . « 84 » سقوط فرمانروايى سامانيان در دورهء حكومت نوح بن نصر 331 تا 343 ه . علايم سقوط حكومت سامانيان با وضوح تمام آشكار گرديد . اين سقوط در درجهء اول بستگى مستقيمى با روش حكومت نوح داشت . پس از خاموش شدن جنبش

--> ( 84 ) . نگاه كنيد به : تركستان نامه ، پيشين ، ص 519 به بعد .